close
تبلیغات در اینترنت
شاه بیت های ماندگار (۶۵)
آخرین مطالب

تبلیغات

پخش کننده

پخش تصادفی بیش از ۵۰۰ دقیقه موسیقی سنتی ایرانی

786

جداکننده

شاه بیت های ماندگار (۶۵)

شاه بیت های ماندگار (۶۵)

***

مرهم زخم دلم موقوف کردی بر اجل

کردی این ویرانه را محتاج معمار دگر

محمد فضولی آذربایجانی

***

یاد از آن روز که در کلبه ی من جای تو بود

سر شوریده ی من خانه ی سودای تو بود

بوسه گاه لب تو گرچه به جز جام نبود

در دلم حسرت یک بوسه ز زلبهای تو بود

ابوالحسن ورزی

***

هر کو نظری دارد با یار کمان ابرو

باید که سپر باشد پیش همه پیکان ها

سعدی

***

گویند کنم توبه ز سودای نکویان!

دیر است مرا دور و ره بازپسی نیست

حسین شاه زیدی

***

ز بیم مدعیانی که در کمین دارم

تو میخرامی و من چشم بر زمین دارم

نوای زند

***

مقصود من محزون از باغ تماشا نیست

چون بوی تو دارد گل، گردم به گلستان ها

نراقی کاشانی

***

چو گل چرا نکنم پیرهن به تن صد چاک

که همچو غنچه دلم پرده پرده در خون است

به تاب سنبلت آشفتگی فزون بینم

مراست حال دگر، یا جهان دگرگون است

مهرداد اوستا

***

به سودای خم مشکین کمندت

در افتادم به صد دور تسلسل

ستوده

***

گیرم که اجل رحم به رنجوری من کرد

با سختی آن ناوک مژگان چه توان کرد؟

لاهوتی

***

در زیر پر خویش کشیده است سر از غم

هر مرغ که از دام تو بگریخته دیدم

عارف اصفهانی

***

به مینای تهی از باده میمانم که بشکستند

حریفان در گلو هم نعره ی مستانه ی ما را

ذکائی (نوشا)

***

به شب نشینی خرچنگهای مردابی

چگونه رقص کند ماهی زلال پرست

رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند

بپای هرزه علفهای باغ کال پرست

محمدعلی بهمنی

***

دردا و حسرتا که ره و رسم زندگی

هرگز نبود آنچه که خواندیم در کتاب

حبیب اللهی (نوید)

***

اگر نبود جدائی، میان پا و رکاب

نمی فکند کمندش، ز پشت زین ما را

چو دانه بال کشان سر نمی کشیم از خاک

اگر دوباره بکارند در زمین ما را

موسوی گیلانی

***

ملولم از نفس های ملال انگیز باران ها

که برهم می زند هر دم سکوت خانه ی ما را

نه تنها بیم طوفان است ای دل شوربختی بین

پریشان میکند باد صبا هم لانه ی ما را

ذکائی (نوشا)

***

فریاد برآر ای دل غمدیده و مشتاق

هرچند در این معرکه فریاد رسی نیست

حسین شاه زیدی

***

ای دل منال چرخ به کام کسی نشد

فیروزه ی سپهر بنام کسی نشد

گرد سرت شوم به فزونی ستم مکن

اظهار عشق کرد و غلام کسی نشد

فزونی سمنانی

***

کهن دیارا، دیار یارا، دل از تو کندم، ولی ندانم

که گر گریزم، کجا گریزم؟ وگر بمانم کجا بمانم؟

نادر نادرپور

***

جمعی نگرانند که از عمر بسی رفت

ما خرم از آنیم که از عمر بسی نیست

حسین شاه زیدی

***

جان صبور، طاقت بالای تن نداشت

من آنچنان که رغبت دیدار من نداشت

دل زورقی نشسته به گِل در غروب وهم

با پاره بادبان، تن طوفان شکن نداشت

پرویز خائفی

***

شرحی از یوسف گمگشته خود گر بدهم

شهرت گریه یعقوب مسلم شکنم!

سر شوریده ی خود گر بنهم بر زانو

صبر ایوب از این شهره به عالم شکنم

شاطر عباس صبوحی

 

***

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

پخش کننده

786

جداکننده