close
تبلیغات در اینترنت
شاه بیت های ماندگار (۷۳)
آخرین مطالب

تبلیغات

پخش کننده

پخش تصادفی بیش از ۵۰۰ دقیقه موسیقی سنتی ایرانی

786

جداکننده

شاه بیت های ماندگار (۷۳)

شاه بیت های ماندگار (۷۳)

بشکست، نه، له کرد فلک بال و پرم را

چندان که دگر در پیِ پرواز نگردد

ارفع کرمانی

***

باز دلبر به دلم عزم شبیخون دارد

که به رخ دیده شبی اشک و شبی خون دارد

فرخی یزدی

***

اگر چه بلبل باغ محبتست ولیکن        

 مگس چگونه کند پیش باز دعوی بازی

خواجوی کرمانی

***

قاتل هر که در رسد تن به هلاک در دهد

تن به هلاک در دهم من برود چو قاتلم

پرتو اصفهانی

***

صلاح اندیشیت دانم خطا نیست

نجات از کشتی توفانیت باد

فریدون توللی

***

دانسته سفر کردم و از کوی تو رفتم

تا گوش تو از ناله در آزار نباشد

میرصیدی تهرانی

***

تا نپنداری من دیوانه را بی خانمان

خانه ای از سنگ طفلان بهر خود برپا کنم

قانع شیرازی

***

دیرگاهی ست که دور از تو دل از من دور است

تا تو دور از منی از من دل روشن دور است

دیجور همدانی

***

به محض اینکه گفتی خواهمت کشتن مرا کشتی

دروغ است این که گفتن دیگر و کردن دگر باشد

میرزا ابوالحسن فراهانی

***

طایر بال بسته ام کنج قفس نشسته ام

دانه ام ار نمی دهی بشکنی از چه بال من

وصاف

***

وقت آن است که ساغر پر کنم از خون دل

کز می لعلت تهی شد جام حسرت نوش من

ه.ا.سایه

***

مدت بیگانگی ها یافت چندان امتداد

کز ضمیرم رفت یاد آشنایی های تو

نورگیلانی

***

یک دل، حواس جمع مرا تار و مار کرد

زلف شکسته تو به صد دل چه می‌کند؟

صائب تبریزی

***

هر ذره جنون چشمکی از دیده‌ی آهوست

آیینه‌ی مجنون به بیابان که شکسته‌ست

بیدل

***

بس که ترسیده است چشم غنچه از غارتگران

بال بلبل را خیال دست گلچین می‌کند

صائب تبریزی

***

گفتم از گردون گشاید کار من، شد بسته‌تر

آن که روشنگر تصور کردمش، زنگار بود

صائب تبریزی

***

چو قاصدی که به تاراج داده نامه دوست

نسیم باغ خزان دیده شرمسار من است

نوعی خبوشانی

***

ز لبی یست کام جانم چو گلوی شیشه پرخون

که به جرئت تخیل نگزیده‌ام هنوزش

محتشم کاشانی

***

تا به‌ کی بینم به چشم بسته داغ سوختن

همچو اخگر کاش مژگان واکند خاکسترم

بیدل

***
مرا به عشوه ی فردا در انتظار مکش

که اعتماد بسی بر زمانه نتوان کرد

عبید زاکانی

***

شایسته خدنگ غمش خون دل نبود

تیری نزد چنانکه دریغ از کمان بخاست

طالب آملی

***

بترس از تیرباران ضعیفان در کمین شب

که هر کو هست نالان‌تر قوی‌تر زخم پیکانش

خاقانی

***

خوش مرکبست عمر گرامی ولی چه سود

می‌تازد و سوار بر او استوار نیست

میرمعصوم شاه

***
برفت دوش خیالش ز چشم من چه کند

مقام بر لب دریا نمی‌تواند کرد

عبید زاکانی

***

 


 

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

پخش کننده

786

جداکننده