close
تبلیغات در اینترنت
شاه بیت های ماندگار (۷۹)
آخرین مطالب

تبلیغات

پخش کننده

پخش تصادفی بیش از ۵۰۰ دقیقه موسیقی سنتی ایرانی

786

جداکننده

شاه بیت های ماندگار (۷۹)

شاه بیت های ماندگار (۷۹)

عشق از معموره می خواند به ویرانی مرا

عاشق ویرانه کرد این گنج پنهانی مرا

نواب عاقل خان رازی

***

ای صراحی پیش مستان می نهی پیوسته سر

با حریفان پر تواضع می کنی، مستی مگر؟

اشکی قمی

***

بلبل تازه به دام آمده ام ای صیاد

با قفس یک دو سه روزی به گلستانم بر

میرخصمی

***

ما را به مهربانی صیاد الفتی است

ورنه به نیم ناله قفس می توان شکست

درکی قمی

***

صید از حرم کشد خم جعد بلند تو

فریاد از تطاول مشکین کمند تو

حزین لاهیجی

***

می رود رو به قفا صید زنخجیرگهش

شوق آن حلقه ی فتراک گلوگیر شده است

میرزامحمدجعفرراهب اصفهانی

***

غمزه در تیغ زدن بودکه مژگان دریافت

قسمت این بود که مقتول دو قاتل باشم

ذوقی اردستانی

***

رهین منت آن ترک ناوک اندازم

که زخم دل به خدنگ ستم رفو می کرد

ساحر افضل المناشی

***

حال شبهای مرا همچو منی داند و بس

تو چه دانی که شب سوختگان چون گذرد

رضی الدین نیشابوری

***

چون ننالم که دراین سینه دل زاری هست

راحتی نیست در آن خانه که بیماری هست

مولانا حسن قندهاری

***

تنم از ضعف چنان شد که اجل جست  و نیافت

ناله هرچند نشان داد که در پیرهن است

خواجه سعدگل

***

همچو مویی است تن من ز غم مهرویی

دل سودازده ام چو گرهی در مویی

؟

***

دل و دیده از چه سازم که تو یک نفس ز شوخی

نه به دیده می نشینی نه به دل قرار داری

میرخصمی

***

اشکم برون می افکند راز درون پرده را

آری شکایتها بود از خانه بیرون کرده را

امیرخسرو دهلوی

***

نماند همچو حنا هیچ اختیار مرا

سپرده بسته به دست تو روزگار مرا

سراج الدین آرزو

***

حجاب عشقم نداد رخصت سوال بوس از لب تو ما را

ز تو نمی آید این مروت ز من نمی آید این تقاضا

آفرین لاهوری

***

شه سپاه تغافل پی صف آرایی است

نقیب ناله صدایی که اشک مجرایی است

آفرین لاهوری

***

ماییم و صد ملامت از دور و یک نگاه

آن هم چو بنگری سبب صد الم شود

اهلی خراسانی

***

می گرفتیم به جانان سر راهی گاهی

او هم از لطف نهان داشت نگاهی گاهی

حزین لاهیجی

***

مشت خاشاکیم و داریم آتشی همراه خویش

دور نبود گر بسوزیم از شرار آه خویش

الفتی یزدی

***

جان رفت و سرگرانی نازت چنان که بود

دل خون شد و غرور نگاهت همان که هست

حزین لاهیجی

***

هر تیر که آن شوخ زند بر دل چاکم

سروی شود و سایه کند بر سر خاکم

چاکری شیرازی

***

گله از تو آه دارم که چه کرده ای تو با من

به فلک ترا رساندم که اثر کنی نکردی

حزین لاهیجی

***

 

مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

پخش کننده

786

جداکننده